این پست نیز در دسترس است: فارسی

مدیریت موضعی عبارت است از تعيين كوچكترين سطح ممكن بعنوان يك المان منفرد و بكارگيري نهاده هايي از قبيل بذر، كود و سموم شيميايي بصورت موضعی مي تواند هزينه هاي نهاده ها را كاهش داده، عملکرد محصول را افزايش دهد و براي محيط زيست مفيد باشد.

سايت، كوچكترين واحدي است كه كشاورز مي تواند با ابزارهاي موجود، آن را مديريت نمايد. تيمار يا روشي كه در هر سايت اعمال مي شود، منحصر به فرد است و نياز به اطلاعات خاصي دارد كه توسط داده هاي آزمايش خاك و گزارش­های پایش محصول انجام مي­پذيرد.

بكار گيري  GPSكشاورزان را قادر ساخته است تا نقشة مزارع خود را تهيه نمايند. اخيراً با بكار گيري توانايي هاي كامپيوتري، مي توان يك مزرعه را بصورت شبكه اي از صدها واحد مديريت پذير مجزا در نظر گرفت كه اين امر بستگي به اندازة مزرعه، تأمين بودجة آزمايشات و مساحت هر بخش شبكه دارد.

بمنظور بهره گيري از مديريت موضعی، توليدكنندگان بايد اطلاعات ضروري و فنآوری را در اختيار داشته باشند. بطوريكه بتوان يك برنامة مديريتي جامع را به اجرا درآورد. اطلاعات مورد نياز شامل خواص فيزيكي و شيميايي خاك، توپوگرافي مزرعه، جمعيت آفات، بیماری های گياهي و رطوبت در دسترس مي شود.

راهبردهاي مدیریت موضعی براي بهبود عملكرد محصول و سودآوري، داراي اجزاي متداولي است كه بستگي دارد به ويژگي هاي خاك، توپوگرافي و اقدامات مديريتي پيشين. اين راهبردها اغلب داراي روابطي با نقشه هاي محصول هستند.

در جاهاييكه خاك سطحي داراي ويژگي هاي فيزيكي يكساني است، ليكن برخي اقدامات مديريتي موجب ايجاد عدم توازن در وضعيت عناصر غذايي مي شود، لذا،  بكار گيري نرخ متغير نهاده­ها ممكن است یک راهبرد باشد. در جاييكه خاك سطحي داراي تنوع در ويژگي هاي فيزيكي خاك از قبيل نوع يا عمق خاك مي باشد؛ عملكرد محصول بالقوه در سرتاسر زمين بطور قابل توجهي تغيير مي كند. اقدامات مديريتي گذشته در بكار گيري يكسان مقدار عناصر غذايي، ممكن است منجر به تجمع اضافي عناصر غذايي در مناطقي با عملكرد بالقوه كم محصول، و كاهش عناصر غذايي در مناطقي با عملكرد بالقوه بالاي محصول گردد. يك راهبرد بكار گيري نرخ متغير، معمولاً نرخ هاي بيشتري از عناصر غذايي در مناطقي با عملكرد بالقوه بيشتر محصول قرار مي دهد و نرخ هاي كمتري از عناصر غذايي را در مناطقي با عملكرد بالقوه كمتر محصول قرار مي دهد.

در جاييكه عوامل قابل كنترل از قبيل فشار علف هرز و زهكشي، عملكرد محصول را محدود مي نمايد؛ در صورتيكه مزاياي بلند مدت نسبت به هزينه برتري داشته باشد، بمنظور بهبود حاصلخيزي بايد اصلاحاتي بمنظور مديريت يا اصلاحات زمين استفاده شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.